گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103273

زخم‌های پنهان جنگ، ماندگارتر از آوارها

پایان درگیری‌ها، پایان آسیب‌های روانی نیست، سلامت روان نیز باید همزمان با بازسازی فیزیکی در اولویت قرار گیرد
زخم‌های پنهان جنگ، ماندگارتر از آوارها

یک روان‌پزشک با تأکید بر اینکه پایان جنگ به معنای پایان آسیب‌های آن نیست، هشدار داد: زخم‌های روانی جنگ در صورت درمان نشدن، سال‌ها بر زندگی فرد و جامعه اثر می‌گذارد و حتی به نسل‌های بعد منتقل می‌شود.
جنگ، حملات نظامی و حوادث تلخ تنها به تخریب زیرساخت‌ها و تلفات انسانی محدود نمی‌شوند، بلکه آثار عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد بر جای می‌گذارند. کسانی که در نزدیکی این حوادث حضور داشته‌اند، صدای انفجارها را شنیده‌اند یا از دل حادثه جان سالم به در برده‌اند، حتی اگر از نظر جسمی آسیبی ندیده باشند، ممکن است با آسیب‌های جدی روانی روبه‌رو شوند.
این آسیب‌ها همیشه بلافاصله آشکار نمی‌شوند و گاهی سال‌ها بعد، با یک خاطره یا محرک، خود را در قالب اضطراب، افسردگی، احساس ناامنی یا سایر مشکلات روانی نشان می‌دهند. بسیاری از افراد نیز از منشأ این مشکلات آگاه نیستند و ارتباط آن را با تجربه‌های تلخ گذشته تشخیص نمی‌دهند.
با این حال، در بسیاری از موارد، پس از نجات افراد از محل حادثه، توجه کافی به سلامت روان آن‌ها نمی‌شود؛ در حالی که این افراد باید با خاطرات تلخ، از دست دادن عزیزان و صحنه‌های هولناکی که تجربه کرده‌اند، به زندگی ادامه دهند. از همین رو، رسیدگی به پیامدهای روانی جنگ و بحران، به اندازه درمان آسیب‌های جسمی اهمیت دارد.
برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع و راهکارهای مواجهه با پیامدهای روانی جنگ، با یک روان‌پزشک به گفت‌وگو پرداخته‌ایم. در ادامه متن این گفت‌وگو تقدیم شما خواهد شد.
دکتر امیر شعبانی، با اشاره به آسیب‌های روانی ناشی از حضور افراد در صحنه حوادث جنگی و بمباران‌ها اظهار کرد: تبعات رویدادهای مهیبی مانند حملات جنگی و بمباران تنها به افرادی که مستقیماً در معرض حادثه قرار داشته‌اند یا دچار جراحات جسمانی شده‌اند محدود نمی‌شود. آگاهی از این رویدادها یا زندگی در شرایطی که احتمال وقوع آن‌ها وجود دارد نیز می‌تواند پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
وی افزود: در روزها و هفته‌های نخست، واکنش‌هایی مانند ترس، اضطراب، بی‌خوابی، کابوس، احساس ناامنی، دشواری تمرکز، گوش‌به‌زنگی مفرط، بازگشت ناخواسته خاطرات حادثه و پرهیز از یادآورهای آن، شایع و معمولاً طبیعی هستند و لزوماً به معنای ابتلا به اختلال روان‌پزشکی نیستند.
این روان‌پزشک ادامه داد: با این حال، در برخی افراد این علائم تداوم یافته و به اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، اضطراب مزمن، مشکلات پایدار خواب، سوگ حل‌نشده، احساس گناه بازماندگی یا اختلال در عملکرد فردی، خانوادگی، شغلی، تحصیلی و اجتماعی منجر می‌شوند.
شعبانی تصریح کرد: همچنین پیامدهایی مانند دوری‌گزینی از جمع، کاهش اعتماد به دیگران و احساس بیگانگی ممکن است برای مدت طولانی باقی بماند. شدت این آسیب‌ها تنها به میزان نزدیکی فرد به حادثه وابسته نیست، بلکه عواملی مانند تجربه آسیب‌های پیشین، وضعیت اقتصادی و شغلی، میزان حمایت اطرافیان، دسترسی به حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی، بازگشت نسبی شرایط زندگی به حالت عادی و امکان تصور آینده‌ای باثبات و پیش‌بینی‌پذیر نیز در شکل‌گیری و تداوم آن‌ها نقش مهمی دارند.
وی درباره زمان بروز آسیب‌های روانی ناشی از جنگ و بحران نیز اظهار کرد: واکنش‌های روانی ممکن است از همان ساعات و روزهای نخست آغاز شوند، اما همیشه چنین نیست؛ برخی افراد در ابتدا عملکردی طبیعی دارند و علائم آن‌ها هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد بروز می‌کند.
این روان‌پزشک افزود: گاهی نیز این واکنش‌ها برای اطرافیان قابل تشخیص نیست و به‌صورت درونی ادامه می‌یابد و خود را در قالب احتیاط افراطی، اجتناب از مسئولیت‌های جدید، محدود شدن برنامه‌ریزی برای آینده یا کاهش توانایی در پیشرفت شغلی، تحصیلی و ایفای نقش‌های خانوادگی نشان می‌دهد.
شعبانی ادامه داد: از این‌رو، ارزیابی آثار روانی ـ اجتماعی جنگ در روزها و هفته‌های نخست، تصویر کاملی از پیامدهای آن ارائه نمی‌دهد. هرچند بسیاری از واکنش‌های اولیه به‌تدریج و بدون مداخله تخصصی برطرف می‌شوند، اما در برخی افراد آثار جنگ به‌صورت پنهان و ماندگار باقی می‌ماند و حتی سال‌ها بر کیفیت زندگی آنان اثر می‌گذارد.
وی خاطرنشان کرد: پژوهش‌ها نیز نشان داده‌اند که این پیامدها می‌توانند از طریق الگوهای تربیتی، روابط خانوادگی و انتقال تجربه‌ به نسل‌های بعد منتقل شوند و آثار آن در بزرگسالانی که کودکی خود را در شرایط جنگی گذرانده‌اند، قابل مشاهده باشد.
وی با اشاره به محرک‌های فعال‌کننده خاطرات آسیب‌زا گفت: محرک‌هایی مانند صدای انفجار، آژیر، بوهای مرتبط، تصاویر رسانه‌ای، سالگرد رویداد یا موقعیت‌های مشابه می‌توانند خاطرات و واکنش‌های هیجانی را دوباره فعال کنند؛ موضوعی که ممکن است نشان‌دهنده پردازش نشدن کامل تجربه آسیب‌زا باشد.
این روان‌پزشک تأکید کرد: البته این یادآوری‌ها لزوماً به معنای اختلال روان‌پزشکی نیستند و تنها زمانی نگران‌کننده‌اند که پایدار شوند یا عملکرد شغلی، تحصیلی، خانوادگی یا اجتماعی فرد را به‌طور قابل توجهی مختل کنند.
شعبانی با اشاره به تفاوت آسیب‌های روانی جنگ در کودکان و نوجوانان نسبت به بزرگسالان اظهار کرد: کودکان به‌دلیل مراحل رشد شناختی و هیجانی خود، آسیب‌پذیری ویژه‌ای در برابر جنگ و خشونت دارند. آن‌ها معمولاً توانایی کمتری برای درک و معنا‌بخشی به وقایع دارند و احساس امنیتشان بیش از بزرگسالان به محیط و رفتار مراقبان وابسته است.
وی افزود: نشانه‌های آسیب در کودکان همیشه به شکل اضطراب یا بیان مستقیم ترس ظاهر نمی‌شود. بازگشت به رفتارهای سنین پایین‌تر، شب‌ادراری، وابستگی شدید به والدین، مشکلات خواب، افت تحصیلی، پرخاشگری، گوشه‌گیری، شکایت‌های جسمانی بدون علت پزشکی مشخص یا کاهش علاقه به بازی و فعالیت‌های روزمره می‌تواند از نشانه‌های مهم باشد.
وی ادامه داد: در نوجوانان نیز علاوه بر اضطراب و افسردگی، رفتارهای پرخطر، افت عملکرد تحصیلی، انزوا یا احساس بی‌معنایی ممکن است مشاهده شود. نکته مهم اینکه تغییرات پایدار رفتاری پس از یک حادثه باید جدی گرفته شوند و صرفاً به حساب لجبازی یا اقتضای سن گذاشته نشوند.
این روان‌پزشک در ادامه با اشاره به نقش خانواده، مدرسه و اطرافیان در کاهش یا تشدید آسیب‌های روانی بازماندگان حوادث جنگی اظهار کرد: مهم‌ترین عامل محافظت‌کننده پس از بحران، احساس امنیت و حمایت است. خانواده‌ها باید شنونده باشند، به احساسات فرد آسیب‌دیده اعتبار بدهند و از سرزنش، کوچک‌نمایی یا اجبار به فراموش کردن حادثه بپرهیزند.
شعبانی افزود: مدارس نیز با بازگشت تدریجی به برنامه‌های روزمره، ایجاد فضای امن برای بیان احساسات، آموزش معلمان برای شناسایی علائم هشداردهنده و ارجاع افراد نیازمند به خدمات تخصصی، نقش مهمی در پیشگیری از مزمن شدن مشکلات دارند.
وی تصریح کرد: در مقابل، انکار یا کوچک‌نمایی رنج افراد، ایجاد احساس شرم نسبت به واکنش‌های هیجانی، مواجهه مکرر با تصاویر خشونت‌آمیز، گسترش شایعات و اطلاع‌رسانی نادرست یا غیرشفاف می‌تواند روند بهبود را مختل کند.
این روان‌پزشک در ادامه افزود: این عوامل می‌تواند موجب تداوم یا تشدید آسیب‌های روانی شود. در شرایط بحرانی، دسترسی به اطلاعات معتبر و دقیق، نقشی کلیدی در کاهش اضطراب و بازگرداندن حس امنیت دارد.
شعبانی با تأکید بر این موضوع خاطرنشان کرد: بسیاری از افراد بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشند، به همدلی، درک‌شدن و اطمینان از این نیاز دارند که تنها نیستند.
وی با اشاره به اهمیت توجه به شرایط پس از بحران افزود: البته این توصیه‌ها عمدتاً زمانی کاربرد دارند که رویداد آسیب‌زا پایان یافته باشد. اگر ناامنی و تهدید همچنان ادامه داشته باشد، حمایت‌های فردی و خانوادگی به‌تنهایی کافی نیست.
این روان‌پزشک تأکید کرد: کاهش پایدار آسیب‌های روانی و اجتماعی مستلزم اقداماتی در سطح کلان برای افزایش احساس امنیت، کاهش نااطمینانی، دسترسی به اطلاعات معتبر، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر و فراهم شدن زمینه بازگشت تدریجی زندگی به شرایط باثبات‌تر است.
شعبانی افزود: در غیر این صورت، علائم ممکن است به‌دلیل تداوم عوامل استرس‌زا همچنان باقی بمانند یا دوباره تشدید شوند.
وی ضمن تأکید بر ضرورت شناسایی و حمایت از بازماندگان آسیب‌های روانی جنگ گفت: در حوادث گسترده، تکیه بر مراجعه‌ خودجوشِ افراد کافی نیست. تجربه‌ کشورهای مختلف نشان می‌دهد که ایجاد نظام‌های فعال برای غربالگری، شناسایی و پیگیریِ افراد در معرض خطر، یک ضرورت است؛ به‌ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیر شامل کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، امدادگران و بازماندگانِ داغ‌دیده.
وی افزود: از طرفی، حمایت روانی فردی نباید به چند جلسه مشاوره محدود شود، بلکه باید بخشی از یک برنامه جامع بازسازی روانی ـ اجتماعی پس از بحران باشد.
این روان‌پزشک ادامه داد: وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی، هلال احمر، شهرداری‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها هر یک بخشی از این مسئولیت را بر عهده دارند.
شعبانی تصریح کرد: با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از تبعات جنگ آسیب‌های جمعی است و وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور تعیین‌کننده تبعات کوتاه‌مدت و بلندمدت جنگ بر مردم خواهد بود، باید بر نقش محوری سیاست‌گذاری‌ها و عملکرد کلان حاکمیتی در این مورد تأکید کرد.
وی افزود: در کنار درمان، پیشگیری از پیامدهای روانی و اجتماعی بحران‌ها نیز یک مسئولیت حاکمیتی است. کاهش احتمال وقوع بحران‌ها، آمادگی پیش از بحران، آموزش عمومی، اطلاع‌رسانی شفاف، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر و برنامه‌ریزی برای مداخلات روانی ـ اجتماعی پس از بحران از مهم‌ترین وظایف دولت‌ها در حوزه سلامت روان به‌شمار می‌روند.
این روان‌پزشک درباره کفایت سازوکارهای موجود نیز گفت: تجربه بسیاری از بحران‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد که همچنان فاصله قابل توجهی میان نیازهای روانی- اجتماعی جمعیت آسیب‌دیده و ظرفیت‌های موجود برای شناسایی، حمایت و پیگیری بلندمدت آنان وجود دارد.
شعبانی ادامه داد: این فاصله به‌ویژه در حوزه کودکان، خدمات جامعه‌محور سلامت روان، برنامه‌های بازسازی روانی ـ اجتماعی پس از بحران و توجه به سلامت اجتماعی جامعه، ازجمله انسجام، اعتماد و مشارکت اجتماعی، بیشتر به چشم می‌خورد.
وی با اشاره به پیامدهای بلندمدت جنگ اظهار کرد: تجربه کشورهایی که سال‌ها با جنگ درگیر بوده‌اند نشان می‌دهد که پایان درگیری‌ها به معنای پایان پیامدهای آن نیست و آثار روانی جنگ بسیار طولانی‌تر از خود جنگ باقی می‌ماند.
وی افزود: در سطح فردی، بخشی از آسیب‌دیدگان ممکن است سال‌ها با مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه، دشواری در برقراری روابط، افت عملکرد تحصیلی یا شغلی و احساس ناامنی مزمن زندگی کنند.
این روان‌پزشک خاطرنشان کرد: در کودکانی که حمایت کافی دریافت نمی‌کنند، این آسیب‌ها می‌توانند بر رشد هیجانی، روابط اجتماعی، یادگیری، اعتماد به دیگران و حتی سلامت جسمانی آنان در سال‌های بعد اثر بگذارند.
شعبانی با اشاره به پیامدهای اجتماعی آسیب‌های رسیدگی‌‌نشده گفت: در سطح اجتماعی نیز انباشت این آسیب‌ها می‌تواند به کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش خشونت، فرسایش سرمایه اجتماعی، تضعیف مشارکت مدنی و کاهش احساس امنیت منجر شود.
وی تأکید کرد: کودکان آسیب‌دیده امروز، بخشی از نیروی انسانی، سرمایه اجتماعی و ظرفیت‌های اخلاقی و مدنی فردای جامعه هستند؛ بنابراین حمایت از آنان علاوه بر آنکه یک وظیفه انسانی و اقدام درمانی است، نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده کشور محسوب می‌شود.
این روان‌پزشک در پایان گفت: مهم‌ترین درس تجربه‌های جهانی این است که سلامت روان باید هم‌زمان با بازسازی فیزیکی مورد توجه قرار گیرد. ساختمان‌ها را می‌توان در مدت نسبتاً کوتاهی بازسازی کرد، اما ترمیم زخم‌های روانی افراد معمولاً به زمان، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری بسیار بیشتری نیاز دارد و ترمیم زخم‌های جمعی گاه فرایندی چندنسلی است که آثار آن می‌تواند دهه‌ها باقی بماند.

ارسال نظر

سوال: عدد هفت بعلاوه دو؟ 9

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار