روایت مردی که خطوط نامرئی همدان را میخواند
قصههای قرآنی و اسطورههای کهن در شبهای زمستانی کنار کرسی پدربزرگ، برای محمد شعبانی فقط سرگرمی نبود؛ همان روایتها نخستین جرقههای علاقه به تاریخ و باستانشناسی را در ذهن او روشن کرد. او که مسیر خود را از تجربههای هنری در سینمای جوان آغاز کرده، امروز بهعنوان یکی از باستانشناسان فعال همدان، با کاوش در لایههای تاریخی این شهر، از دانش نیاکان در مدیریت آب و مناسبات اقتصادی سخن میگوید.
در دنیای امروز که سرعتِ تحولات، گاهی هویت و ریشههای ما را در غبار فراموشی فرو میبرد، هستند کسانی که همچون محمد شعبانی، عمر خود را وقفِ گره زدنِ گذشته به حال و ساختنِ پلی مستحکم برای آینده میکنند. او که مسیرِ دلبستگیاش به تاریخ از حکایتهای گرمِ پدربزرگ در روستای «مهاجران» آغاز شد، همان سالهایی که نه با کتب دانشگاهی، بلکه با کلامِ سینه به سینه شکل گرفت. او امروز نه یک باستانشناسِ صرف، که یک «راویِ تاریخِ زنده» و پیشگامِ «باستانشناسیِ عمومی» در ایران است.
در همین راستا، روزنامه «سپهرغرب» گفتوگویی با این باستانشناسِ فعال ترتیب داده که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
محمد شعبانی در تبیین آغاز مسیر دلبستگیاش به تاریخ، اظهار کرد: من در خانه پدربزرگم رشد یافتم؛ بزرگِ طایفهای که در فضای صمیمی روستای «مهاجران» از توابع شهرستان بهار، محورِ دانایی خانواده بود. آن روزها، شبهای زمستان که کار کشاورزی تعطیل میشد، فرصتی طلایی برای ما بود. دور کرسی جمع میشدیم و ایشان که حافظ قرآن و دلبسته ادبیات غنی فارسی بود، روایتهای سعدی و حافظ را با بیانی گیرا برای ما بازگو میکرد.
وی در ادامه با اشاره به نقشِ تربیتیِ این روایتها تصریح کرد: فراتر از اشعار، آن چیزی که بذرِ کنجکاوی را در ذهن من کاشت، داستانهای قرآنی و روایتهای پدربزرگ از تمدنهای کهن بود؛ اینکه چطور جوامع شکل میگرفتند، به اوج میرسیدند و سرانجام دستخوش تغییر یا زوال میشدند. آن شنیدهها، نخستین کلاسِ تاریخ من بود که به من آموخت گذشته، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه زنده و جاری است.
*عبور از قاب سینما به سوی شناخت لایههای تاریخ
وی در ادامه به یکی از جنبههای کمتر شنیدهشده از مسیر حرفهای خود، یعنی دلبستگی به هنر سینما پرداخت و توضیح داد: پیش از آنکه بهصورت جدی وارد دنیای آکادمیک باستانشناسی شوم، دنیای تصویر و سینما مرا مجذوب خود کرده بود. در انجمن سینمای جوان فعال بودم و حتی چندین فیلم کوتاه ساختم. سینما به من آموخت که چطور فریم به فریم یک داستان را روایت کنم.
این باستانشناس افزود: اما در نهایت، دریافتم که باستانشناسی، شکلِ واقعیتر و عمیقترِ همان روایتگری است؛ با این تفاوت که در باستانشناسی، ما وظیفه داریم داستانِ واقعیِ زیستِ انسان را بازخوانی کنیم.
شعبانی با یادآوری دوران دبیرستان و ورودش به شهر همدان ابراز کرد: وقتی به همدان آمدم، شهر را نهفقط بهعنوان یک اقامتگاه، بلکه همچون یک سایتِ عظیمِ تاریخی دیدم. هر گوشه از این شهر، هر کوچه و هر لایه از خاک، داستانی داشت که من را به سوی خود فرا میخواند. همین من را در دانشگاه بوعلیسینا به رشته باستانشناسی کشاند.
او درباره دوران تحصیل و آغاز فعالیتهای پژوهشیاش گفت: تحصیلات دانشگاهیام را در رشته باستانشناسی دانشگاه بوعلیسینا شروع کردم و نخستین گامهای پژوهشیام را در همان دوران برداشتم. در مقطع کارشناسی، تمرکزم بر «بررسی پراکنش محوطههای استقراری دوران اسلامی» در منطقه بود. پس از آن و در مقاطع بالاتر، مطالعاتم را بر «دوره ماد» متمرکز کردم؛ دورهای که به اعتقاد من هنوز ابعاد ناشناخته بسیاری دارد و پرسشهای بنیادین فراوانی درباره بافت تاریخی همدان پیرامون آن مطرح است.
*پروژه بزرگِ «باستانشناسی شهری»؛ شناسایی 450 نقطه در همدان
وی گفت: مهمترین فرازِ فعالیتهای علمی من، پروژهای است که از سال 1396 و همزمان با ورودم به مقطع دکتری آغاز شد.
او درباره این پروژه کلان توضیح داد: با این پیشفرض که «همدان یک سایتِ زنده است»، پروژهای بلندمدت طراحی کردم که تا امروز نیز ادامه دارد. هدف ما شناسایی روند شکلگیری، توسعه و تحولات ساختاری شهر همدان بود.
این باستانشناس با تکیه بر آمار و ارقام، ابعاد این کاوشها را اینگونه تشریح کرد: ما در این پروژه موفق شدیم 450 نقطه از شهر همدان را با روشهای تخصصی، نظیر کاوشهای علمی، گمانهزنیهای هدفمند و بررسیهای دقیق میدانی، مطالعه کنیم.
*شاگردی در محضر اساتید و منشور اخلاقی علم
شعبانی با تأکید بر اینکه علمِ باستانشناسی بدونِ «اخلاقِ حرفهای» ناقص است، گفت: گروه باستانشناسی دانشگاه بوعلیسینای همدان، یکی از قدیمیترین و بنیادیترین گروههای آموزشی در کشور است. من این فرصت بینظیر را داشتم که از محضر اساتیدی همچون دکتر محمد ابراهیم زارعی (رئیس کنونی پژوهشگاه میراث فرهنگی)، دکتر یعقوب محمدیفر، دکتر کاظم ملازاده و دکتر مترجم بهره ببرم.
او با اشاره به تأثیر عمیق دکتر زارعی که از پیشگامان باستانشناسی شهری در ایران است، افزود: ایشان مسیر مرا در این حوزه روشن کردند؛ اما بیش از دانش، من از این بزرگان درسِ اخلاق و منش آموختم.
وی ادامه داد: در فرهنگ ما، جایگاه استاد و پیشکسوت رفیع است. اساتید ما به ما آموختند که هرچه دایره دانش انسان وسیعتر شود، باید در برابرِ تاریخ و پیشینیان خود متواضعتر باشد. این احترام به بزرگترها، یک اصل اخلاقی است که من همواره کوشیدهام در کار علمیام به آن پایبند بمانم.
این باستانشناس لازمه این حرفه را تلاش سختکوشی برشمرد و گفت: همیشه در کلاسهای درس نیز به دانشجویان تأکید میکنم، اگرچه امروز فناوریهای نوین و هوش مصنوعی ابزارهای قدرتمندی در اختیار ما قرار دادهاند، اما تخصصِ فنی اساتید جای خود را دارد.
شعبانی ادامه داد: آنچه کارِ باستانشناسان ایرانی را متمایز میکند، آن منش، معرفت و اخلاقِ ایرانی است که ما را به گذشتهمان وصل میکند. احترام به استاد، تلاشِ خستگیناپذیر و نگاهِ مسئولانه به جامعه، ارکانِ اصلیِ موفقیت در این راه است.
*آرزویی برای آینده دانشگاهی؛ ضرورت ایجاد کرسی باستانشناسی شهری
وی بزرگترین آرزو و دغدغه خود را توسعه ساختار دانشگاهی این رشته برشمرد و مطرح کرد: امروز حوزههای تخصصی متعددی در دانشگاهها وجود دارد، اما جای خالی کرسی اختصاصی «باستانشناسی شهری» بهشدت احساس میشود. با توجه به تعدد شهرهای تاریخی در ایران، ما نیازمند تربیت متخصصانی با این گرایش هستیم تا بتوانند توسعه مدرن شهری را با حفظ اصالتهای باستانی مدیریت کنند.
*تمرکز بر «باستانشناسی شهری»؛ فراتر از یک رشته علمی
این پژوهشگر باستانشناسی با تأکید بر اینکه محور اصلی فعالیتهای علمیاش مطالعه و درک ساختار شهر همدان بوده، افزود: در 10 سال اخیر تلاش کردم دستاوردهایم نهتنها در فضای علمی، بلکه به شکلی ملموس برای شهروندان و مردم ایران نیز قابلارائه باشد. این دستاوردها هم در قالب مقالات تخصصی داخلی و خارجی منتشر شدهاند و هم در پروژههایی نمود یافتهاند که مردم میتوانند از نزدیک لمس کنند.
شعبانی با اشاره به یکی از موفقیتهای برجسته خود، از احداث «دو سایتموزه» در میدان امام (ره) و خیابان باباطاهر یاد کرد؛ پروژهای که یکی از نخستین نمونههای موفق «موزه شهری» در کشور است و توانسته است بخشهای پنهان شهر در زیر زمین را برای دیدگان مردم آشکار سازد.
*کشف زیرساختهای تمدن؛ از مدیریت آب تا کارگاههای تولیدی
وی درباره مطالعات تخصصیاش در لایههای مختلف شهر توضیح داد: این مطالعات منجر به کشف ساختارهای پیچیدهای شده است که گویای هوشمندی ساکنان باستان همدان است.
این باستانشناس در ادامه به دستاوردهای علمی خود اشاره کرد و گفت: بررسی سیستمهای مدیریت آب (شامل شبکههای تأمین آب و دفع فاضلاب در دورههای مختلف)، تحلیل ساختارهای اقتصادی (شناسایی کارگاههای تولیدی که نشاندهنده پویایی اقتصادی شهر بوده) و همچنین مطالعه الگوهای سکونت و تدفین (بررسی ورودیهای شهر، مراکز مسکونی و گورستانها)، ازجمله مواردی است که تصویر دقیقی از زیستجهان باستان ارائه میدهد.
*باستانشناسی عمومی؛ وقتی مردم، سهیمِ تاریخ میشوند
شعبانی با تأکید بر اینکه میراث فرهنگی تنها با مطالعه در آزمایشگاهها حفظ نمیشود، گفت: من به این باور رسیدهام که میراث فرهنگی زمانی بهدرستی حفظ میشود که مردم خود در آن سهیم باشند.
وی مطرح کرد: اتخاذ رویکرد «باستانشناسی عمومی»، در طول کاوشها، فضایی را فراهم کرده است تا شهروندان بتوانند از نزدیک با روند کار آشنا شوند، پرسشهای خود را مطرح کنند و پاسخهای علمی دریافت نمایند. این تعامل، باعث ایجاد نوعی «حس تعلق» به گذشته در جامعه شده و مردم را با ارزشهای میراث فرهنگی پیوند میدهد؛ پیوندی که بزرگترین دستاورد معنوی من در این مسیر است.
*رؤیا و چشمانداز؛ شناخت گذشته برای ساختن آینده
وی با نگاهی آیندهنگر، بر این نکته تأکید کرد: شناخت گذشته، صرفاً یک کنکاش در تاریخ نیست، بلکه ابزاری برای تقویت هویت و ساختن آیندهای است که در آن انسانها آگاهانهتر گام برمیدارند.
این باستانشناس همدانی در پایان گفت: آرزوی من ایجاد کرسیهای تخصصی «باستانشناسی شهری» در دانشگاههاست و امیدوارم با همراهی متولیان میراث فرهنگی، بتوانم همچنان حکمت و پیشینه این شهر را به مردم ایران و جهان معرفی کنم. همدان هنوز رازهای فراوانی در دل خود پنهان دارد و مسیر کشف آنها، همچنان روشن و سرشار از هیجان است.