گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103199
داوود فتحعلی‌بیگی مطرح کرد:

«تعزیه»؛ گنجینه‌ و هنر 300 ساله ایرانی، مورد غفلت

شبیه‌خوان‌ها به‌جای «کلاه‌خود» ایرانی، کلاه وایکینگ‌ها را بر سر نگذارند!
«تعزیه»؛ گنجینه‌ و هنر 300 ساله ایرانی، مورد غفلت

داوود فتحعلی‌بیگی مطرح کرد: طبق آماری که دارم، 537 عنوان و نمایشنامه مستقل شبیه‌خوانی داریم؛ بدون تکرار. در کجای دنیا چنین گنجینه‌ای با سابقه بیش از سه قرن وجود دارد که حتی یک کتابخانه ویژه، یک مرکز پژوهش، آموزش و آفرینش برای آن نباشد؟
این پیشکسوت تعزیه که متولد سال 1329 در سلطانیه زنجان است، درباره تاریخچه تعزیه گفت: تعزیه بیش از سه قرن سابقه دارد؛ در ابتدا به شکل کنونی نبود و به‌تدریج شکل گرفت. به‌واقع به مرور از دل دسته‌های عزاداری تشکیل می‌شود. ابتدا شبیه‌سازی پدید آمد، سپس میان شبیه‌خوانان گفت‌وگو معمول شد، بعد از آن به تعزیه سیار و سپس به تعزیه ثابت رسیدیم. در دوره زندیه به تعزیه ثابت می‌رسیم که به تکیه راه می‌یابد و تمامی قراردادهای آن، چه اجرایی، چه موسیقی و چه مکان اجرا، تکمیل می‌شود.
وی افزود: قدیمی‌ترین نسخه‌ای که از اشعار تعزیه به‌دست آمده، متعلق به سال 1136 هجری قمری است که رونویسی شده و نشان می‌دهد پیش‌تر سروده شده است. این نسخه مربوط به واقعه غارت خیمه‌ها بوده که پس از شهادت رخ می‌دهد.
فتحعلی‌بیگی در پاسخ به این پرسش که «گفته می‌شود امام سجاد (ع) وقتی قنداقه کودکان را در دست می‌گرفت، به یاد برادرزاده‌اش می‌افتاد و نوعی تعزیه شکل می‌گرفت، نظر شما در این ارتباط چیست؟» گفت: این گفته در معنی عام آن شاید درست باشد، چون احتمالاً اگر قنداقه‌ای به ایشان می‌دادند، یاد حضرت علی‌اصغر می‌افتاده‌اند و این برای آن امام، تداعی‌کننده روز عاشورا بوده است، اما این حالت حضرت، تعزیه و نمایش اجرا کردن نبوده، بلکه عزاداری بوده است.
این بازیگر سینما درباره ارتباط تعزیه با نقالی و پرده‌خوانی نیز عنوان کرد: پرده‌خوانی، نقالی و تعزیه با یکدیگر تفاوت دارند؛ قبل از پیدایش تعزیه، نقالی وجود داشته است. از طرفی یک‌سری پرده‌ نقاشی داریم که از اجرای تعزیه الهام گرفته‌اند، نه اینکه تعزیه‌خوانان از آن‌ها الهام گرفته باشند؛ برای مثال، تابلویی منسوب به «مدبر» از نقاش‌های دوره قاجار، مربوط به شهادت حضرت مسلم (ع) است که صحنه به صحنه، انگار مجلس تعزیه را نقاشی کرده‌اند. پرده‌خوانان در برخی جاها از تعزیه‌خوانان و در برخی جاها از نقالان وام گرفته‌اند و هردو، منبع الهام نقاشان پرده بوده‌اند.
وی افزود: تعزیه از نقالی و شاهنامه اثر گرفته است؛ نقالی روایت بوده و تعزیه نیز نوعی روایت است؛ منتها در نقالی داستان از زبان سوم شخص روایت می‌شود، اما در تعزیه روایت از زبان اول شخص است؛ تک‌تک شخصیت‌های هر مجلس، مسئولیت روایت بخشی از داستان را برعهده دارند، اما مانند نقال رو به تماشاگر نمی‌ایستند. روایت از طریق گفت‌وگوهایی که با یکدیگر انجام می‌دهند، شکل می‌گیرد؛ البته بخشی از قراردادهای اجرایی نقالی به تعزیه راه یافته است. به‌طور خلاصه نقالی، نقل نمایشی است، منتها یک‌نفره بوده و درباره شخصیت‌ها صحبت می‌کند. اما در تعزیه، شخصیت‌ها مجسم شده‌اند و آن نقال بیرونی را نداریم.
این کارگردان تئاتر در پاسخ به این پرسش که «آیا تعزیه با نمایش و تئاتری که روی سِن اجرا می‌شود، تفاوت دارد؟» گفت: زمین تا آسمان. بسیاری از نمایش‌های مذهبی متأسفانه کارهای سطحی هستند و توسط افرادی اجرا می‌شوند که اطلاعات کافی ندارند و به تعزیه مربوط نیست؛ نمایش مذهبی در شکل معنا پیدا نمی‌کند، بلکه در محتوا معنا می‌یابد و تعزیه جزء نمایش‌های آیینی بوده که حسابش جدا است و ویژگی‌های خاص خود را دارد.
وی در ادامه در تشریح ابعاد تعزیه ابراز کرد: تعزیه تاریخ نیست و تاریخ نیز تعزیه نیست. برخی متون تعزیه ریشه در تاریخ دارند، اما در تاریخ این‌همه گفت‌وگو وجود ندارد؛ تاریخ از زبان تاریخ‌نویس روایت می‌شود، اما در تعزیه روایت از زبان اول شخص بوده و زمان آن از منظر هنر نمایش، حال است. تعزیه گونه‌ای از نمایش روایی به‌شمار می‌رود، اما همه نمایش‌ها الزاماً نمایش روایی نیستند.
فتحعلی‌بیگی گفت: همچنین باید بدانیم وقتی از تعزیه با نام «شبیه‌خوانی» یاد می‌کنند، درست‌تر است؛ زیرا هم مفهوم نمایش را می‌رساند و هم به شیوه اجرا توجه دارد. از دوره‌ای که مجالس شبیه‌خوانی توسعه یافت، داستان‌هایی وارد آن شد که در آن‌ها عزاداری و حزن مفهوم چندانی نداشت، مانند خروج مختار؛ بنابراین تعزیه که معنی یک ریشه آن عزاداری است، در این موارد کاربرد نداشت. شبیه‌خوانی کاملاً ویژگی نمایشی را آشکار می‌کند.
این نویسنده در پاسخ به این پرسش که «آیا کاتارسیس (تزکیه) ارسطویی در تعزیه نیز رخ می‌دهد؟» ابراز کرد: در تعزیه، بحث آیین و اعتقاد است و کسانی که حول آن جمع می‌شوند، بر مبنای اعتقادشان گِرد هم می‌آیند. بازیگر تعزیه برخلاف تئاتر نمی‌گوید «من امام حسین هستم» که تقلید ارسطویی در آن ارتباط صدق کند، بلکه می‌گوید «من شبیه می‌خوانم». با اینکه تعریف ارسطو از تئاتر نیز بر شکل نمایشی تأکید دارد، اما هریک براساس جهان‌بینی خاصی ساخته شده‌اند و متفاوت هستند.
وی درباره بازیگران تعزیه نیز گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شبیه‌خوانی، این است که شیوه اجرا، شخصیت‌ها را به دو بخش تقسیم کرده است؛ اشقیاخوان‌ها و اولیاخوان‌ها. این تقسیم‌بندی هم نشانه‌های شنیداری دارد و هم دیداری. نشانه‌های دیداری از طریق رنگ لباس مشخص می‌شود و نشانه‌های شنیداری از طریق صدا. کسی که اشقیاخوانی می‌کند، عربده می‌کشد، نعره می‌زند و سعی می‌کند خشونت را بازی کند و کسی که با آواز می‌خواند، جزء اولیاخوان‌ها است و روایت مظلومیت را می‌کند؛ هرچند گاهی در قالب حماسه رجز می‌خوانند و در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و می‌جنگند.
فتحعلی‌بیگی درباره سریال «شب دهم» و تأثیر آن بر شناخت مردم از تعزیه هم اظهار کرد: مردم از قبل ساخت و پخش سریال «شب دهم» نیز با تعزیه آشنا بودند؛ اما سال‌های طولانی، مدیران ناآگاه و بعضاً ضد ملی تلویزیون، شبیه‌خوانی را ممنوع کرده بودند که آقای حسن فتحی در قالب یک سریال با هوشمندی تمام، تعزیه را دوباره مطرح کرد و نمایش داد.
این پیشکسوت تعزیه با اشاره به آسیب‌هایی که در این ارتباط (پخش شبیه‌خوانی از تلویزیون) وجود دارد، ابراز کرد: گاهی شاهدیم که در پخش شبیه‌خوانی از تلویزیون، موارد اشتباه و انحرافی نیز نشان می‌دهند؛ برای مثال شبیه‌خوان‌هایی که کلاه وایکینگ‌ها را به‌جای کلاه‌خود بر سر می‌گذارند! یا اینکه برخلاف قاعده تعزیه عمل می‌کنند و این ایرادات پخش می‌شود. کلاه‌خود اختراع ساسانیان بوده که صفویان از آن‌ها الهام گرفته‌اند و سپس تعزیه‌خوان‌ها از دوران صفویه از آن استفاده کردند. چرا نشانه‌های ایرانی‌ بودن را از بین ببریم؟ یا قَبای جلوباز ایرانی، چرا قبا را جلوبسته می‌کنند؟ چندسالی است که عده‌ای پیراهن‌های جلوبسته تولید کرده‌اند که هیچ ارتباطی با این هنر ندارد. متأسفانه نظارتی وجود ندارد و هرکس به‌نام نوآوری، به این هنر آسیب می‌زند.
وی درباره وجود هویت فرهنگی ما ایرانیان در تعزیه گفت: تعزیه علاوه‌بر اینکه آیینی و دینی است، هویت فرهنگی ما را نیز به‌طور کامل در بر دارد؛ بنیان تعزیه بر اسطوره خیر و شر نهاده شده که اسطوره‌ای ایرانی است، یعنی همان امشاسپندان و اهریمنان که یک دوره در شاهنامه در قالب تورانیان و ایرانیان تکرار می‌شوند و دوره‌ای دیگر در تعزیه در قالب اشقیا و اولیا.
* دولت‌های ما برای هنر تعزیه اهمیت قائل نیستند
فتحعلی‌بیگی درباره انتقال سینه‌به‌سینه این هنر نیز مطرح کرد: هیچ‌یک از دولت‌ها برای این هنر اهمیت خاصی قائل نشده‌اند تا برای آن مدرسه یا رشته نمایشی دایر کنند؛ خودِ تعزیه‌خوانان در قالب هیئت‌های هفتگی، مخصوصاً آن‌هایی که حرفه‌ای بودند، روش خوانش برخی مجالس را یاد می‌گرفتند. این سنت هنوز هم وجود دارد، اما متأسفانه در بسیاری از جاها بزرگان از بین رفته‌اند و اگر نسل بعدی با آن‌ها کار نکرده باشد، آن هنر فراموش می‌شود.
این بازیگر سینما عنوان کرد: ما برای این هنر دانشگاه و مدرسه دایر نکردیم، درحالی که سال‌ها پیش کشورهایی مانند چین، ژاپن و هند برای هنرهای نمایشی سنتی‌ خودشان، مدرسه دایر کردند. قاجاریه حداقل تشویق به اجرای تعزیه می‌کرد، پهلوی سعی داشت جلوی آن را بگیرد و پس از پهلوی نیز توجه ویژه‌ای به تعزیه نشد.
وی افزود: حتی پس از ثبت جهانی تعزیه نیز هیچ سرمایه‌گذاری برای حفظ، اشاعه و آموزش آن صورت نگرفته است؛ اگر امروز چیزی باقی مانده، به‌دلیل علاقه مردم است. در مورد نقالی نیز باید گفت عملاً نقال حرفه‌ای که هر شب در قهوه‌خانه‌ای نقل بگوید، وجود ندارد، اما در چین وقتی قهوه‌خانه‌ها کوچک شدند، دولت اجازه نداد این هنر از بین برود؛ سالن‌های کوچکی ویژه نقالی ساخته‌اند و شرایط عرضه آن را به‌روز کردند، اما ما هیچ کاری در این ارتباط انجام نداده‌ایم.
این کارگردان تئاتر درباره نبود رشته دانشگاهی برای تعزیه گفت: علت اصلی این است که بخشی از جامعه که ادعای روشنفکری دارد، به این هنر به‌خاطر عوام‌پسند بودن توجه ویژه‌ای ندارد. سال‌ها پیش در دانشگاه سوره رشته نمایش‌های آیینی را تعریف و بعداً همان رشته را با نام نمایش‌های ایرانی تعریف کردیم؛ اخیراً شنیده‌ام که دانشگاه سوره موفق شده است از وزارت علوم مجوز بگیرد تا رشته نمایش ایرانی را در قالب یک رشته مستقل دانشگاهی، آموزش دهد.
* 537 عنوان و نمایشنامه مستقل شبیه‌خوانی داریم؛ بدون تکرار
فتحعلی‌بیگی اذعان کرد: طبق آماری که دارم، 537 عنوان و نمایشنامه مستقل شبیه‌خوانی داریم؛ بدون تکرار. در کجای دنیا چنین گنجینه‌ای با سابقه بیش از سه قرن وجود دارد که حتی یک کتابخانه ویژه، یک مرکز پژوهش، آموزش و آفرینش برای آن نباشد؟
وی در پایان سخنانش افزود: باید غیرت ملی وجود داشته باشد؛ در دوره‌ای وقتی از شاهنامه صحبت می‌کردی، عده‌ای ناآگاه ناراحت می‌شدند! چون شاهنامه را نخوانده بودند و فکر می‌کردند فردوسی فقط از شاه تعریف کرده است. درحالی که شاهنامه کتابی بوده که فرهنگ ما را حفظ کرده، زبان ما را حفظ کرده و وطن‌پرستی و نوع‌دوستی را ترویج می‌کند. افرادی مانند فردوسی و نظامی همگی آغشته به اندیشه‌های قرآنی بوده‌اند؛ آنان قرآن را می‌فهمیدند و در آثاری که خلق کرده‌اند، جهان‌بینی قرآنی و اسلامی موج می‌زند که چون در این مسیر از زبان هنر استفاده کرده‌اند، خود و آثارشان ماندگارتر شده‌اند.

ارسال نظر

سوال: پایتخت چین؟ Pekan

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار